یادگارخودم

خرید بک لینک
واتس آپ رو باز می کنم ، یه پیام از دوستم دارم ، دوست نزدیک ، مهاجرت کرده ، از معدود دوستایی بود که مونده بود و برای موندن حسابی جنگید ، همیشه بهم زنگ میزد و امید میداد که شرایط عوض میشه و دوباره باهم پروژه می گیریم ، خیلی پروژه باهم انجام داده بودیم ، وقتی پیامش رو دیدم قلبم فشرده شد ، هر کدوم از دوستام که توی این سالها رفتن ، انگار یه قسمتی از جسم و روحم رو کندن و باخودشون بردن ، نگاهی به خودم می کنم ، دیگه چیزی ازم نمونده ، چه نسلی شدیم ما ، نسل آوارگان ، چه اونایی که رفتن و چه اونایی که موندیم ........ یادگارخودم...

ما را در سایت یادگارخودم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 114 تاريخ: دوشنبه 1 اسفند 1401 ساعت: 19:46

توی تراس نشستم و به برگ های درختان نگاه می کنم ، توی فصل پاییز و این موقع ها درخت ها حرف میزنن ، نگاه می کنی و میبینی بعضی درختها هنوز برگ هاشون سبزه ، بعضی ها زرد و بعضی قرمز و درنهایت درختانی که تمام برگ هاشون ریخته و خوابیدن انگار که هیچ وقت زنده نبودن ، اوایل پاییز وقتی برگ های درخت گردو قبل از همه درختها زرد شد و ریخت انگار داشت می گفت علاقه ای به زندگی توی این باغچه ندارم و بسرعت چند روز تبدیل به درختی لخت و خوابید شاید به امید اینکه وقتی دوباره به زندگی برمیگرده در جایی بهتر و شرایطی متفاوت باشه ، درخت تبریزی بزرگ برگهاش همچنان پر و سبزه و هیچ اثری از پاییز نشون نمیده و از بالا به بقیه درخت ها نگاه می کنه ، برگ های درخت گیلاس به رنگ قرمز شده و انگار که داره خون گریه می کنه نمی تونم دردش رو بفهمم با وجود اینکه به نظرم موقعیت خوبی داره و توی بقیه درخت ها اعتبار و جایگاه مناسبی داره ، درخت گلابی بی تفاوت نسبت به درختهای دیگه یه گوشه نشسته و با وجود اینکه سن کمی نداره رشدی هم نکرده ولی به نظر ناراضی نیست شاید براش اهمیتی نداره بقیه درختها رشد کردن ولی درخت زرد آلو در جوانی پیر شده و کمرش خم شده ، با وجود این سعی داره برگهاش رو حفظ کنه و در حال مبارزه ای سخت با مرگ پاییز ه و در آخر درخت هلو که امسال با وجود ضعیفی میوه زیادی داده و توقع داشت که نسبت به بقیه درختها رسیدگی بیشتری ببینه ولی انگار امیدش نا امید شده و خیره به درختهایی که هم اندازه اون یا بیشتر آب خوردن و هیچ میوه ای ندادن ، برگ هاش رو دونه دونه از ساقه میکنه و به باد میسپاره تا باد برگهاش رو به درختهای دور دست ببره و بهشون از این ناعدالتی بگه ، و در نهایت من که خودم بیشتر شبیه اون درخت گردو در انتظار پایانم ولی یادگارخودم...

ما را در سایت یادگارخودم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 124 تاريخ: پنجشنبه 22 دی 1401 ساعت: 21:22

یه روز میرسه که باید تکلیفت رو با خودت روشن کنی باید با واقعیت روبرو بشی باید یه نگاهی به اطرافت و کسایی که توی زندگیت اومدن و رفتن و یا هنوز هستن بندازی و تاثیرشون رو توی زندگیت ببینی ،  باید روبروی تمام اشتباهاتی که کردی بشینی و چشم توی چشمشون بندازی و بگی آره قبول دارم اینو اشتباه کردم  یادگارخودم...

ما را در سایت یادگارخودم دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 197 تاريخ: سه شنبه 30 فروردين 1401 ساعت: 11:45

صفحه بندی